X
تبلیغات
صدف

صدف

دوستی در مورد آموزش مسایل جنسی برای کودکان در خارج از کشور پرسیده برای همین لازم دیدم که توضیح بدم اینجا به چه صورت هست. 

در درجه اول باید بگم اگه از مکانهای عمومی شروع کنیم بچه ها از همون بچگی که یعنی ۲ سالگی که مهد رو شروع میکنن تفاوت جنسیتیشون رو میفهمن و میبینن بعد از اونهم بچه ها با مادرشون اگه استخر برن خوب تو رختکن که باید لخت مادرزاد بشی و خودتو بشوری اگه پسر باشه که کاملا همه چی میبینه اگه دختر باشه همراه باباش بره هم که بهمچنین و اما سن مدرسه<

تو مدرسه هیچکس نباید دروغ بگه مثلا اگه ازحامله شدن بپرسن میگن که پدر و مادر باهم تو تخت میخوابن و روابط صمیمی دارن و بچه دار میشن ولی از کلاس چهارم دیگه کامل براشون تو ضیح میدن تو درس علوم که سلول نرو ماده باهم ترکیب میشه یعنی دیگه از کلاس چهارم همه چیز رو میفهمن چن وقت پیش پسرمن تو کتاب دانمارکی  که داشت میخوند که یه جا اسم کاندوم استفاده شده بود یعنی قهرمان داستان یه کاندوم استفاده شده میبینه که همین باعث میشه که پسرک تو کلاس بپرسه کاندوم چیه و معلم اول از بچه ها میپرسه که یکی دونفر دستشون رو بلند میکنن و جواب میدن و معلم هم توضیح کامل رو میده . 

چن وقت پیش هم در مورد بلوغ داشتن براشون حرف میزدن ولی بیشتر در مورد دخترا گفتن که خوب پسرا هم تو کلاس شنیدن که مثلا س.ی.نه ها رشد میکنه و ماهی یه هفته خونریزی دارن . در کل اموزش همراه با درسه اونجور که فکر میکنین واضح نیست الان پسر من ۱۰ سالشه و همه چیز رو میدونه امیدوارم تونسته باشم توضیح کامل رو بدم .

تو این هفته هم قراره ۴ شب بچه هارو ببرن اردو که من اصلا خوشحال نیستم و طبق معمول دلم شور میزنه بنظر من استقلال زمانش که بشه میاد احتیاجی باینکارا نیست .

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1392ساعت 13:15  توسط صدف  | 

در مورد پست قبلی خیلیا دچار اشتباه شدن من نگفتم که اینجا به مسلمونا توهین کردن یا گفتن ادمای باحجاب حق و حقوقی ندارن خیر اینطور نیست

چیزی که گفتن اینه که سوپرمارکتا نمیخوان خانومای باحجاب استخدام کنن وگرنه تو سوپرمارکتا برین پراز خارجی اعم از ترک و عرب و ایرانی و تایلندیه یا مثلا برین بیمارستان شاید نصف پرستارا ترک باشن و باحجاب خیلی ازشغلها قوانین خودشو داره مثلا<

کسی که تو بیمارستانه یا سرای سالمندان یا بخش بهداشت اجازه نداره با کفشی که بیرون میپوشه تو محیط بیمارستان ،  بچرخه باید کفشش رو مثل لباسش عوض کنه یا اجازه داشتن ناخن بلند نداره بعضی جاها میگن اگه تتو دارین باید اون قسمت تتو رو بپوشونین حالا اگه خارجیا تتو زیاد داشتن ما میگفتیم چون تبعیضه ولی قوانینشون اینه شاید تتو ربطی به بهداشت نداشته باشه ولی همینه بعضی شرکتا هم همینو میگن که تتو باید پوشیده بشه یا گارسونای خانوم که موهای بلند دارن نباید موهاشونو باز بذارن البته چون رستوران جای عمومیه اینو همه رعایت نمیکنن . در کل مثل ایران نیست که همه هفت قلم ارایش کنن وقتی میخوان برن سرکار خوب این قانون حجاب رو هم اضافه کردن منتها چون این مختص مسلموناس و ما هم زود بخودمون میگیریم رگ گردنمون کلفت شده ... 

حالا یه چیز دیگه این که خیلیا میگن چرا بایرانی بودنتون افتخار نمیکنین باید بگم ما رو صرفا ایرانی نمیدونن اکثرا ماهارو با عربها یکی میدونن من یکی که واقعا خسته شدم ازبس توضیح دادم که ما با عربا یکی نیستیم ولی کاریش نمیشه کرد درسته ایرانیا موفق هستن ولی خوب توجه داشته باشین اکثر اغتشاشات توسط مسلمونا صورت میگیره که شامل ما هم میشه تو امریکا همه فک و فامیل من دست به دعا بودن که این بمب گذاریه کار مسلمون نبوده باشه که متاسفانه بود برای همینه که هر وقت یه نفر که منو نمیشناسه با لبخند اولش ازم میپرسه اسپانیول ـ میگم نه میگه ایتالیانو میگم نه وقتی میگم ایرانی سریع اون لبخنده محو میشه با وجودیکه باور دارن که ایرانیا جز اقشار خوب اینجان ولی پشت ذهنشون یه تصور ثابت رو ازهمه دارن واقعا جای تاسفه کاش میتونستیم سرمون رو بالا بگیریم و افتخار کنیم .


+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1392ساعت 13:36  توسط صدف  | 

سوپر مارکتای زنجیره ای دانمارک از استخدام دختران و زنان با حجاب امتناع کردن بخاطر رعایت بهداشت الان هم مسلمونای دل و دیوونه میخوان سوپر مارکتای زنجیره ای رو بایکوت کنن انگار حالا اینا از سوپر خرید نکنن ورشکست میشن اینا حالت عادیش هم جز شیرو ماست و چیز دیگه ای نمیخریدن واسه گوشت که سراغ قصابی حلال میرفتن سبزیجات و برنج هم کع از هموطناشون میخریدن بنظر منکه خیلی قانون خوبی گذاشتن .

چن سال پیش فرانسه هم اعتراض کرد که کسایی که حجاب دارن تو مدارس نباید حجاب بذارن چرا ... چون خیلی تقلب میکردن طرف سر جلسه امتحان زیر روسریش میکروفون داشت..

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1392ساعت 17:22  توسط صدف  | 

دارم با خیال راحت رانندگی میکنم و ویراژ میدم فقط ۱۰ کیلومتر بیشتر از سرعت مجاز میرونم فقط ۱۰ کیلومتر بجای ۶۰ دارم ۷۰ میرونم یه لحظه ازبدشانسی میبینم پلیس با دوربینش کمین کرده سر پیچ و جلو رو میگیره خیلی راحت یه تیکت ۱۰۰ یورویی بهم میده میگه از این غلطا نبینم بکنی دیگه البته من اینجوری ترجمه کردم با بی خیالی تیکت رو ازدستش میگیرم و میگم ای پدر سگ . بهم چشمگ میزنه میگه بخاطر فحش دادنت یه تیکت دیگه میخوای ـ هاج و واج میمونم که مگه این فارسی بلده ... میخنده بهم چشمگ میزنه میگه من زنم ایرانی بود و دعوامون که میشد همیشه این لغتو بکار میبرد میدونم که فحش دادی رنگ از روم میپره فحش به پلیس ... ولی خوب مدرک نداره نمیتونه ثابت کنه راهمو میکشم میرم ..

نمیدونم چرا هر کی با ایرانی ازدواج میکنه بعدش با ایرانیا دشمن میشه میخواد گردنشون رو بزنه اینم وقتی فهمید من ایرانیم قند تو دلش اب شد که یه همچین جریمه ای بسته بهم ...

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1392ساعت 17:4  توسط صدف  | 

مهربانوی عزیز منو به یه بازی دعوت کرده و اون چگونگی شروع وبلاگنویسی هست< 

راستش من قبل از اینکه وبلاگنویس بشم یه وبلاگخون قهار بودم و وبلاگ خونی رو وقتی شروع کردم که پسرم تازه بدنیا اومده بود و ارتباطم با دنیای خارج بکل قطع شده بود اخه شبا تقریبا ۴، ۵ بار بیدار میشدم و روزا همراه اون میخوابیدم و زیاد حال و حوصله رفت و امد نداشتم اولین وبلاگی که شروع کردم هم ویولت بود و زیتون بعد از ۵ سال یه دوره ای بود که خبر مریضی خاله م که مثل خواهر بزرگم بود منو دیوونه کرده بود میخواستم از دنیای واقعی خارج بشم واقعا این موضوع کاملا درسته که: چیزی که تو رو نمیکشه سرسختت میکنه یا قوی میکنه تورو.

 شروع کردم به نوشتن واقعا هم از دنیای واقعی دور شدم و دوستان خیلی خوبی پیدا کردم تا اینکه فیس بوک اومد و تنبل شدم خوب این بود انشای من ..

خب دوستان بزودی عید هست و سال جدید شروع میشه امیدوارم برای هیچ کس اتفاق بدی نیفته هیچ کس خبر بدی نشنوه هیچ کس خبر مریضی عزیزش رو نشونه واقعا خبر بد مثل صاعقه ادم رو ویران میکنه میتونه در عرض چن ساعت پشتتو خم کنه و ناکارت کنه امیدوارم سال خوبی برای همه باشه..

یادمه پارسال تو فیس بوک دوستان عزیز اریایی ریخته بودن و کمپین مبارزه با عربها و اینکه دعای سال تحویل باید عوض بشه و نباید عربی باشه و بحث میکردن و مبارزه میکردن واما نظرشخصی من البته این فقط یه نظر شخصیه هر کسی نظر خودشو داره...

من نه از عربا خوشم میاد نه از لغات عربی که وارد زبان ما شدن دلخوشی دارم ولی دررابطه با دعای تحویل سال یه چیزی هست بنام نوستالژی که منو میبره به اونوقتا یعنی که من وقتی این دعای یامقلب القلوب .... رو میشنوم  سفره خونه مون و بچگیام مامان بزرگم و تمام خاطرات خوش جلوی چشمم رژه میره و قلبم به تاپ تاپ میفته که با هیچ شعر حافظ یا موسیقی این چیزا برام تداعی نمیشه خداییش من خیلی مخالفم این دعا حذف بشه کاری ندارم عربیه و هیچی ازش نمیفهمیم ولی خاطره داریم باهاش عید یعنی این دعا یعنی صدای توپ یعنی اون موزیک یعنی سکوتی که موقع پخش این دعا برفضا حاکمه و اون فضای روحانی .. نیمدونم ایا من فقط اینجوریم ....

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اسفند 1391ساعت 13:10  توسط صدف  | 

سلام ببخشید دوباره تنبلی کردم اینروزا مشغول دیدن شمیم عشق هستم و این سریالای ترکی . واقعا هم قشنگ میسازن سریالای غربی هم قشنگن ولی انقدر ادم رو مجذوب خودش نمیکنن که از صبح تا شب بشینی پای تی وی یا کامپیوتر و تمومش کنی . پارسال اینجور موقعا درگیر عشق ممنوعه بودم امسال هم ازاونور حریم سلطان و عمر گل لاله و شمیم عشق و اکادمی. دوستای ترکم که همشون حریم سلطان رو تحریم کردن چون میگن شخصیت سلطان سلیمان رو خراب کردن یه مرد زن باز نشونش دادن خب بگذریم ..

اینروزا خیلی تو اینترنت میخونم که باب شده قرص ایمدین تو ایران میخورن برای پوست بنابراین لازم دیدم که حتما از تجربه خودم در اختیارتون بزارم .... راستش من پارسال این قرص رو بمدت ۶ ماه کامل خوردم باید بگم که این قرص فوق العاده چاق کننده هست و اشتها اوره من اینو واقعا تجربه کردم و دوستام هم همین تجربه رو داشتن یعنی بمرور میبینی نه اینگه حالا بعد از یکی دو هفته من چون خودم چاق نیستم و همیشه مواظبم فهمیدم یعنی از نواحی چاق شدم که عمرا حالت عادی و در حالت پرخوری چاق نمیشدم درسته پوست رو شفاف میکنه ولی شاید هم در اثر چاقی باشه که شفاف میشه طوری که وقتی قطع کردم بدون اینکه رژیم بگیرم به سایز قبلیم رسیدم خلاصه اونایی که نمیخوان چاق بشن اصلا اینو نخورن. 

خب یه کم از اکادمی حرف بزنیم رفته بودم تو پیچ امیر بهمن بیچاره چقدر فحش خورده بود خیلیا این شوی تلویزیونی رو خیلی جدی گرفتن این برنامه ها با فرهنگ و طرز فکر ما بجایی نمیرسه من که فکر کنم سال دیگه اجرا نشه بااین وضعی که مردم عکس العمل نشون میدن  اون از بفرمایید شام و کامنتایی که میذاشتن اینم از این خواستن مثل امریکن ایدل در ارن ولی یادشون رفته بود که این برنامه میخواد واسه ایرونیا پخش بشه من خودم از امیر حسین خوشم میاد یعنی از احسان خوشم میومد که حذف شد . 

یه پیج خیلی زشت هم ساحتن که از اکادمی گوگوش متنفرم ادمینش هم مثل اینکه از اون بیکاراس که نشسته و دونه دونه افشاگری این شرکت کننده هارو میکنه و بهمه هم پیله میکنه ولی کور خونده عمرا بتونه امیر بهمن رو با این افشاگریا حذف کنه اون جماعت بختیاری و لرهای عزیز پشتشن.... 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم اسفند 1391ساعت 14:9  توسط صدف  | 

چند روزیه که گوشه کنار میخونم که آجیل واسه عید نخریم یا ما امسال آجیل نمیخریم پارسال ماهی قرمز بود امسال آجیل سال دیگه خدا میدونه نوبت چیه ... درسته گرونیه همه ما میدونیم ولی تو این گرونی خوب بهتره دید و بازدید عید رو کمش کنیم مثلا آجیل نخریم شیرینی خیلی ارزونه یا مواد شیرینی خونگی یا میوه خیلی ارزونه ... من نمیدونم ولی اینجا شب عید همه فامیلای نزدیک خونه یکی از بزرگترا جمع میشن و هر خانواده هم یه چیزی رو باخودش میاره یکی مامور اوردن دسر میشه یکی دوتا خانواده غذا میارن همه هم نوشیدنی شون رو بدون استثنا میارن همه دور هم جمع میشن و دیداری تازه میشه و میخورن و لذت میبرن و به کسی هم فشار نمیاد بقیه عید هم یا میرن مسافرت یا تو خونه برای خودشون استراحت میکنن بخدا ظلمه اون زوجی که نداره یا جاش کمه با حقوق کارمندی بخواد تو این گرونی آبرو داری کنه .

یا مثلا ما خانوما اینجا یه جمعی داریم باسم پات لاک اینجوریه که یه مهمونی دوره هست که همه غذاشونو با خودشون میبرن مثلا من دفعه قبل باید قیمه میبردم یه نفر دیگه فسنجون یه نفر برنج یه نفر لازانیا خلاصه هرکسی یه چیزی میبره به همه هم خوش میگذره کاش این رسم هم میومد تو عید ما چقدر خوب بود از غرب فقط مصرف گرایی و هدیه ولنتاین و تبریک کریسمسش رو یاد نگیریم خیلی فرهنگای خوب هم دارن که میشه تو ایران خودمون بکار برد .

اگه اینجوری بود واسه عید همه فامیل دیدو بازدیدشونو خونه بزرگ فامیل برگذار میکردن  و به صابخوته هم فشارنمیومد دیگران هم تو معذور و رودروایسی قرار نمیگرفتن که اینهمه خرج کنن همه در حد توانشون خرجشون و پذیراییشون رو کرده بودن گرچه این مسایل تو ایران خیلی پسندیده نیس ولی اگه جا بیفته خیلی خوب میشه.

مثلا همین هدیه های ولنتاین من شنیدم تو ایران همه چه هدیه هایی ردو بدل کردن در صورتی که تو اروپا که همه گفتن این فرهنگ امریکاییه و بما ربطی نداره فقط تعداد انگشت شماری که نامزد یا دوست بودن بهم گل رز یا شکلات هدیه دادن همین. ولی تو ایران دیگه خودتون بهتر از من میدونین.. هیچی نگم بهتره..

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم بهمن 1391ساعت 16:42  توسط صدف  | 

اینجور که من دیدم و خوندم تو ایران این مسیله والنتاین رو خیلی جدی گرفتن خیلی ادمای جالبی هستیم از اونطرف فرهنگ ۲۵۰۰ ساله و کوروش کبیر رو برخ میکشیم ازاونور هم والنتاین رو جشن میگیریم و شنیدم کریسمس تو ایران برگزار میشه خوبه البته شادی خوبه ولی مشکل اینه که تو همه چی افراط و تفریط میکنیم

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1391ساعت 19:24  توسط صدف  | 

کارولین رو از خیلی وقت پیش میشناسم مدیر یه مدرسه خصوصی تو کپنهاک هست سنش هم حدودای ۳۵ هست همجنسگراهست و موهای پسرونه کوتاه داره ۵ سال پیش با دوست دختر یا همون پارتنرش سالی که باهم بچه دار شده بودن ازطریق لقاح مصنوعی جدا شد و با یه خانوم معلم دیگه دوست شد که تابستون فهمیدم ازاونم جدا شده دیکه ازتابستون ندیدمش تا هفته پیش که پسرک دعوت شد برای تولد فیلیپ پسر کارولین وسالی  فهمیدم خونه جدید هم گرفته وقتی اونجا رفتم پسرک رو رسوندم مادر فیلیپ دوست دختر قدیمی کارولین اومد و خوش امد گفت تا اینکه چشمم به وسایل عکاسی تخصصی کنار خونه افتاد گفتم مگه کارولین رفته تو کار عکاسی که دیدم مادرفیلیپ گفت نه اینا وسایل سیتا هست تازگی با کارولین زندگی میکنه. سیتا رو هم ازخیلی وقت پیش میشناختم یه خانوم قدبلند و شیک که با شوهر و دوتا پسرش زندگی میکرد . منو میگی چشام چارتا شد اونم وقتی تعجب منو دید گفت اره سیتا جدا شده و اومده با کارولین زندگی میکنه . واقعا موندم این وسط که چجور یه زن یه مادر که تازه رابطه ش هم یه رابطه معمولی نیس و همجنسگرا هست انقدر راحت پارتنر عوض میکنه و اون سیتا که شوهر داشت و بچه ده ساله داره چجور طبعش عوض شد و همجنسگرا شد وقتی با سیتا سلام علیک کردم هیچی نداشتم بهش بگم نمیدونستم بهش تبریک بگم بابت رابطه جدیدش با یه همجنسگرا یا اضهار تاسف کنم بخاطر از بین رفتن رابطه ش با شوهر و پدر بچه هاش. جالبه که بچه هاش هم اومدن باهاش یعنی سه تا بچه با دوتا مادر همجنسگرا یه جا زندگی میکنن نیمدونم چی بگم ... کار ایناو ازادی اینا درسته یا محدودیت ما واقعا ... تکلیف این بچه ها دراینده چیه .... ازادی خوبه ولی مرز داره اگه مرز هم داشته باشه بعضیا میگن ازادی نیست ولی غرب هم داره به ناگجا اباد میره.

چن وقت پیش نیکی هم که خیلی وقت پیش از شوهرش جدا شده تو استاتوس فیس بوکش نوشته بود که تو زندگی بعدیم میخوام لزبین بشم فکر کنم اونم داره دوستاش رو اماده میکنه برای این موضوع شاید هم تا الان شده باشه کسی چه میدونه

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم بهمن 1391ساعت 17:25  توسط صدف  | 

واقعا که چقدر تاثر اوره بلای طبیعی مردم ما که به حد کافی بلا داشتن این یکی دیگه چی بود واقعا خدا بداد خانواده هاو بازمانده های این زلزله برسه اون از زلزله رودبار اون از بم اینم سومیش خدا رحم کنه. خداروشکر فیس بوک رو داریم وگرنه خبر نمیشدیم اگه تو فیس بوک همون شب این عکسارو ندیده بودم من از کجا خبر میشدم واقعا . و تعجب اوریش اینه که من همونروز همش پای تلوزیون ایرانی بودم ولی اخر شب باید تو فیس بوک عکسارو ببینم اینم اول فکر کردم راجع به زلزله بم هست بعدیه هو دیدم در هر صورت نمیدونم چی بگم فقط اظهار تاسف.

ماشالله مردمان جالبی هستیم تو فیس بوک هم دست از شایعه پراکنی و خاله زنک بازی بر نمیداریم یه مدت گیر میدیم به اون مجری خوشکله که فرانسوی تبار هست و میبندیمش به ایران و میگیم به عربها جواب نه داده یه مدت گیر میدیم به بدبخت ابی که از یه شیخ عرب هواپیمای خصوصی گرفته چون حاظر نشده تو دبی خلیج فارس رو بخونه حالا هم گیر دادیم که ترکیه کمکهاشو سرازیر کرده به سوی آذربایجان . خدانگنه ما به کسی بخوایم گیر بدیم .

من کلا طرفدار عربا نیستم ازشون هم خوشم نمیاد ولی از راسیست بازی هم خوشم نمیاد یعنی چی که اسم عرب سوسمار خور افتاده سر زبون همه خوب چینیا که سگ و گربه میخورن چی یا تایلندیا که سوسک میخورن چی بعدش هم اگه عربا انقدر اخ و پیف هستن خوب چرا دبی انقدر پر از ایرانیه و همه پز دبی رفتنشون رو بهم میدن دست از این راسیست بازیا بردارین مثل بچه ها که کلید میکنن رو یه چیز ما ایرانیا هم هیچی که نداریم بند میکنیم به سوسمار خوردن اینا شاید بره خوردن ما هم به همون اندازه چندش اور باشه برای ملیتای دیگه . در هر صورت همین عربا با همه سوسمار خوریشون از ما ایرانیا با هم متحد ترن هم تو فوتبال هم تو تکنولوزی ایرانو میذارن تو جیب . 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1391ساعت 14:59  توسط صدف  |